ایده ی ندارم برای نوشتن فعلا.. خیلی خالی خالیم ازحس نوشتن.. نه اینکه هیچی نباشه-نه- از در مورد بابا نوشتن بگیرید تا تولد آرنیکا کوچولو تا …….. رو می خواستم بنویسم ولی نشد..
عادت این روزام شده -فاصله از هر انچه فراوان دوستش می دارم..عادت خوبی نیست..سخته..تحمل شکنجه ست..
نوشتم این جا که دوستان غیر گودری بدونند همچنان زنده ایم و سرمان سبز
برا اینکه درحلقه برخورداری ازنعمت مرگ برهای فیلان و فیلان هم قرار بگیرم , فعلا در گوگل ریدر انجام وظیفه می کنم..
پی نوشت:
*خدایی ناکرده به ذهنتون خطور نکنه که دارم برا کارشناسی ارشد می خونم..
دستهبندیشده در: چیپ نوشته ها، بی کامنت ها
